تبليغاتX
گوشه ی تنهایی من

نمي دونم چي شد كه گفتن بايد خونه تكوني كنيد! حالا ما داريم مثلا خونمونو مي تكونيم!

روي سنتورم يه وجب خاك نشسته. چه فايده اي داره پاك كردن خاكي كه دوباره مي شينه؟!

چه فايده اي داره كوك كردن سازي كه دوباره از كوك مي افته؟!

 

شنيدم گفتن بايد خونه ي دلمونو بتكونيم!

نشستم فكر كردم. چيو بتكونم؟!

اگه خاطره هاي خوب دارم، اگه خاطره هاي بد دارم

يه جايي گوشه دلم جا خوش كردن.

خاطره هاي خوبمو مث دفتر ديكته ي اول دبستان نگه مي دارم.

مث اولين كاردستي. مث اولين دفتر نقاشي. مث اولين شعر.

هر چند كهنه و قديمي. شايد هم پوسيده.

بالاخره فقط يه خاطره اس.

 

اما

خاطره هاي بد!

چي كارشون كنم؟!

توي اتاق كوچيك دلم،

يه جايي كه ميبينم،

جايي كه هميشه جلوي چشمم خودنمايي مي كنند.

اونقدر روي هم تلنبار شدند كه

اصلا نمي تونم تكونشون بدم.

بايد يه دست گرم و مهربون

بياد تو خونه ي دلم،

منو از دست همه ي چيزايي كه دوسشون ندارم خلاص كنه.

 

فكر مي كردم

امسال تو باهام مي موني!

اما يه بار غم ديگه به خونه ي دلم اضافه كردي!

چرا؟!

 

منوشكستي.

 

چه جوري تنهايي اين همه شيشه شكسته رو از تو دلم جمع بكنم؟!!

 

تو منو شكستي.

 

هفت سين گمشده

كسي از ما نمي پرسه كه بهارمون كجاست
خنده ي سبز بهار كجاي گريه هاي ماست ؟
كسي از ما نمي پرسه كه كجاي جاده ايم
 بين اين همه سوار چرا هنوز پياده ايم ؟
كسي نيس نشون بده نشوني ستاره رو
 به دل ما ياد بده تولد دوباره رو
تقويم كهنه رو بايد ببنديم
 بازم بايد دروغكي بخنديم
 بهار داره پا مي ذاره تو خونه
 قناري دل ما كي مي خونه ؟
يكي بايد واسه ما بهار رو معنا بكنه
سفره ي گمشده ي هف سين پيدا بكنه
 يكي بايد بياد و بگه بهار چه رنگيه 
 بگه تحويل سال چه لحظه ي قشنگيه
يكي بايد بياد سين سكوت رو بشكنه
 رمز قد كشيدن رو تو كوچه فرياد بزنه
تقويم كهنه رو بايد ببنديم
 بازم بايد دروغكي بخنديم
بهار داره پا مي ذاره تو خونه 
 قناري دل ما كي مي خونه؟

                                                            يغما گلرويی

+ فکر کنم 13:0 که نوشت پریا |


 

 

من و تو

تو هم ترك منم ترك
اينم يه درد مشترك
تو غصه دار من غصه دار
 پس واسه چي بياد بهار
تو بي چراغ من بي چراغ
كي بگيرد از ما سراغ
تو هم غريب منم غريب
عشقا چي بود به جز فريب
تو حادثه من حادثه
پس كي به ابرا برسه
تو باروني من باروني
پس كجا رفت مهربوني
من بي پناه تو بي پناه
كافيه امشب نور ماه
من بي وفا تو بي وفا
چي كار كنه با ما خدا
 من بي فروغ تو بي فروغ
بازم به هم بگيم دروغ ؟
من بي جواب تو بي جواب
معنيش چيه ! اين جز سراب
من تشنگي تو تشنگي
كاش كه نمي گذشت بچگي
منم گله تو هم گله
آخر كي داره حوصله
من انتظار تو انتظار
من باريدم تو هم ببار
من چشم خيس تو چشم خيس
برام يه چيزي بنويس
منم زلال تو هم زلال
 چي كم داريم ما دو تا بال
من اولي تو اولي
چقدر قشنگ و مخملي
من در به در تو در به در
مي ياي با هم بريم سفر ؟
 من اعتماد تو اعتماد
عشق و چرا داديم به باد
من ديوونه تو ديوونه
 پس كي مي گه نمي مونه
من نااميد تو نااميد
از من و تو نبود بعيد ؟
تو شبنمي من شبنمي                                                                           
ما مثل هم شديم كمي
تو بي صدا من بي صدا
پس چي شد اون همه دعا
تو پر غم من پر غم
جون خودت خسته شدم
تو بي گناه من بي گناه
يعني همش بود اشتباه ؟
 تو خستگي من خستگي
پس چيه معنيش زندگي ؟
تو پر درد من پر درد
پاييز واسه چي مي شه زرد ؟
 من كه رها تو كه رها
فقط بگو بريم كجا ؟
من كه محال تو كه محال
چي بود دوست دارم خيال ؟
تو كه بدي من كه بدم
ببخش نه بد حرفي زدم
باشه بدم تو كه گلي
مهجزه اي تجملي
من كه اسير تو كه اسير
كي كرده ما رو ناگزير ؟
من سر حرف تو سر حرف
تقصير ماست غيبت برف ؟
من بي نشون تو بي نشون
 جايي داريم جز آسمون ؟
من پر راز تو پر راز
اما نداريم اعتراض
من پر شور تو پر نور
 چرا نريم يه جاي دور
 من فاجعه تو فاجعه                                                                      
 چيكار كنيم با شايعه
 من اتفاق تو اتفاق
به جرم قدري اشتياق
تو عطر ياس من التماس
راسته كه دنيا دست ماس ؟
من اولين تو آخرين
 واسه تو بس نيس نازنين ؟
من عابرم تو شاعري
نرو كجا مي خواي بري ؟
من يه كتاب تو يه كتاب
كاش نكشيم انقد عذاب
 من خاطره تو خاطره
بمون تا يادمون نره
منم كه تو تو هم كه من
 پس زير وعده هات نزن
من آرزو تو آرزو
پس آرزو كن و بگو

                                                 

 

 

 

+ فکر کنم 15:51 که نوشت پریا |